ترجمه "playful" به فارسی

بازیگوش, خرمدل, از روی شوخی (نه جدی) بهترین ترجمه های "playful" به فارسی هستند.

playful adjective دستور زبان

liking play, prone to play frequently, such as a child or kitten; rather sportive. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازیگوش

    You’re either playful or you’re serious, and you can’t be both.

    اینکه یا باید بازیگوش باشی یا جدی، نمی شه همزمان هردو ی این ها بود.

  • خرمدل

  • از روی شوخی (نه جدی)

  • ترجمه های کمتر

    • اهل شوخی
    • سر حال
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " playful " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Playful
+ اضافه کردن

"Playful" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Playful در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "playful" با ترجمه به فارسی

  • ابراز شادی · خوشدلی · طنازی
اضافه کردن

ترجمه های "playful" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه