ترجمه "playtime" به فارسی
هنگام بازی, وقت بازی, وقت تفریح بهترین ترجمه های "playtime" به فارسی هستند.
playtime
noun
دستور زبان
Time for play or diversion. [..]
-
هنگام بازی
noun -
وقت بازی
-
وقت تفریح
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " playtime " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Playtime
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Playtime" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Playtime در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن