ترجمه "plaza" به فارسی

میدان, بازار, پلازا بهترین ترجمه های "plaza" به فارسی هستند.

plaza noun دستور زبان

a town’s public square. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • میدان

    noun

    a towns' public square

    They reached the center of a large plaza where the market was held.

    به مرکز میدان بزرگی که بازار شهر بود، رسیدند.

  • بازار

    noun

    We got a disturbance on elevator 12, plaza level.

    ما يه اختلال در آسانسور 12 در سطح بازار داريم

  • پلازا

    It appears there was also a bomb that went off outside the plaza.

    بنظر یک بمب هم خارج از پلازا منفجر شد.

  • ترجمه های کمتر

    • تفرجگاه
    • تیمچه
    • (امریکا - در بزرگراه ها) ایست سرا (مجهز به پمپ بنزین و فروشگاه و رستوران - service plaza هم می گویند)
    • (امریکا) گروهی از چندین مغازه
    • (شهر) میدان
    • (معمولا در میدان شهر) بازار
    • فروشگاه سرا
    • مجتمع فروشگاه ها
    • میدان عمومی
    • میدان وبازار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plaza " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Plaza proper

A surname. [..]

+ اضافه کردن

"Plaza" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Plaza در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "plaza"

اضافه کردن

ترجمه های "plaza" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه