ترجمه "pleading" به فارسی

دفاع, شفاعت, دادخواهی بهترین ترجمه های "pleading" به فارسی هستند.

pleading adjective noun verb دستور زبان

(law) a document filed in a lawsuit [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دفاع

    noun

    But he went away silently and his mother pleaded for him.

    اما خاموش به اتاقش رفت و مادرش به دفاع از او برخاست.

  • شفاعت

    Then “the spirit itself pleads for us with groanings unuttered.”

    در این صورت ‹روح خدا به نالههایی که نمیشود بیان کرد برای ما شفاعت میکند.›

  • دادخواهی

    I ain't pleading anyway.

    من به هر حال دادخواهی نمیکنم

  • ترجمه های کمتر

    • مدافعه
    • محاجه
    • برهانی نمایی
    • طرح دعوی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pleading " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pleading" با ترجمه به فارسی

  • (حقوق) ادله برای توجیه خطا یا گناه · بحث یا استدلال یک طرفه
  • (حقوق) ادعانامه های دادخواه و خوانده (که به دادگاه تقدیم می شود) · دعاوی، مرافعات
  • (اتهام خودرا) قبول یا رد کردن · (از سوی هر یک از طرفین دعوی) وکالت و اقامه ی دلیل کردن · (در دادگاه) مدافعه کردن · (عاجزانه) درخواست کردن · (چیزی را) بهانه کردن · ادعا کردن · استدعا کردن · التماس کردن · بهانه آوردن · بهانه کردن · درخواست کردن · درخواهیدن · دست به دامان (کسی) شدن · دعوی را اقامه کردن · دفاع کردن · عذر آوردن · لابه کردن · کشتیار (کسی) شدن
  • (حقوق) ادعانامه های دادخواه و خوانده (که به دادگاه تقدیم می شود) · دعاوی، مرافعات
اضافه کردن

ترجمه های "pleading" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه