ترجمه "pleasantness" به فارسی
خوشی, صفا, مطبوعیت بهترین ترجمه های "pleasantness" به فارسی هستند.
pleasantness
noun
دستور زبان
(uncountable) The state or quality of being pleasant. [..]
-
خوشی
nounSo I went out and found pleasant consolation and left you to your refinements.
بنابراین از صحنه خارج شدم و دل خوشی ذیگه ای پیدا کردم .
-
صفا
It was this happy feminine conspiracy which made Southern society so pleasant.
به خاطر همین بود که جامعهی زنان جنوبی همیشه با شادی و صفا و شوخ طبیعی همراه بود.
-
مطبوعیت
-
ترجمه های کمتر
- بشاشت
- خوش مشربی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pleasantness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pleasantness" با ترجمه به فارسی
-
لذیذ
-
جمهوري نائورو · نائورو
-
(آدم) دوست داشتنی · (مهجور) شاد · باصفا · خوب · خوش · خوش مشرب · خوشايند · خوشایند · خوشحال · دلخوش · دلپذير · دلپذیر · دلپسند · زيبا · شوخ · مطبوع · مهنا · هنجار · گوارا
-
(آدم) دوست داشتنی · (مهجور) شاد · باصفا · خوب · خوش · خوش مشرب · خوشايند · خوشایند · خوشحال · دلخوش · دلپذير · دلپذیر · دلپسند · زيبا · شوخ · مطبوع · مهنا · هنجار · گوارا
-
(آدم) دوست داشتنی · (مهجور) شاد · باصفا · خوب · خوش · خوش مشرب · خوشايند · خوشایند · خوشحال · دلخوش · دلپذير · دلپذیر · دلپسند · زيبا · شوخ · مطبوع · مهنا · هنجار · گوارا
-
(آدم) دوست داشتنی · (مهجور) شاد · باصفا · خوب · خوش · خوش مشرب · خوشايند · خوشایند · خوشحال · دلخوش · دلپذير · دلپذیر · دلپسند · زيبا · شوخ · مطبوع · مهنا · هنجار · گوارا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن