ترجمه "pleasantry" به فارسی

شوخی, تعارف, بذله بهترین ترجمه های "pleasantry" به فارسی هستند.

pleasantry noun دستور زبان

A casual, courteous remark [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شوخی

    adjective noun

    Either way, I'll skip the pleasantries.

    فرقی هم ندارم در هر صورت شوخی کنار بزاریم

  • تعارف

    noun

    Okay, well, so much for the pleasantries.

    باشه... فقط براي تعارف بود.

  • بذله

    Danglars smiled at the good natured pleasantry of the count.

    دانکلار از بذله گویی کنت لبخندی بر لب آورد.

  • ترجمه های کمتر

    • مزاح
    • جوک
    • دلپذیری
    • دلپسندی
    • لطیفه
    • خوشی
    • بذله گویی
    • خوش مشربی
    • خوش و بش
    • شوخ طبعی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pleasantry " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "pleasantry" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه