ترجمه "pleasing" به فارسی
خوش, موجب مسرت, خرسند کننده بهترین ترجمه های "pleasing" به فارسی هستند.
pleasing
adjective
noun
verb
دستور زبان
Agreeable; giving pleasure, cheer, enjoyment or gratification. [..]
-
خوش
noun adjectiveYou shouldn't do it merely to please me.
شما نمیبایستی آن را صرفاً بهخاطر خوش آمدن من انجام میدادید.
-
موجب مسرت
noun adjectiveThis pleased him, for he was not much better:
این لطف و مهربانی موجب مسرت خاطر لینتون شد.
-
خرسند کننده
-
ترجمه های کمتر
- خوشایند
- دلپذیر
- دلپسند
- رضایت بخش
- مطبوع
- پسندیده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pleasing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pleasing
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Pleasing" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pleasing در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "pleasing" با ترجمه به فارسی
-
خرسند · خوش وقت · خوشحال · خوشنود · راضی · ممنون
-
لطفاً
-
از ملاقات شما خوشبختم · از ملاقات شما خوشوقتم · خوشبخت · خوشوقتم
-
یک لحظه صبر کنید
-
صورتحساب لطفاً
-
فرصت را برایتجدید احترامات فائقه مغتنم می شمارم
-
لطفاً
-
بفرمایید · خرسند بودن · خرسند کردن · خشنود بودن · خشنود ساختن · خشنود کردن · خواهش می کنم · خواهش میکنم · خواهشمند است · خواهشمندم · خوش آمدن · خوشوقت بودن یا شدن · خوشوقت کردن · دل خواستن · راضی کردن · سرگرم کردن · لطفا · لطفاً · مشعوف شدن یا بودن · مشعوف کردن · مهربانی · میل کردن · کیف کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن