ترجمه "plucky" به فارسی
شجاع, پردل, پرحرارت بهترین ترجمه های "plucky" به فارسی هستند.
plucky
adjective
دستور زبان
Having or showing pluck, courage or spirit in trying circumstances. [..]
-
شجاع
adjectiveHe must be very smart and plucky
اون ، بايد خيلي باهوش و شجاع باشه...
-
پردل
adjective -
پرحرارت
adjective
-
ترجمه های کمتر
- دلیر
- نترس
- با جرئت
- با شهامت
- پر دل و جرات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plucky " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "plucky" با ترجمه به فارسی
-
شهامت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن