ترجمه "plumbness" به فارسی
راستی, حالت عمودی بهترین ترجمه های "plumbness" به فارسی هستند.
plumbness
-
راستی
-
حالت عمودی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plumbness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "plumbness" با ترجمه به فارسی
-
(تخته ای که شاغول به آن آویخته اند و بناها و نجارها برای عمود سازی به کار می برند) تخته شاغول · تخته کار · خط کش شاغولی
-
خط راست · خط عمود · خط عمودی · خط هچ · ریسمان شاغول (که وزنه ی شاغول یا plumb bob را سر آن می بندند) · شاغول
-
عمل لوله کشی · لوله های ساختمانی · لوله کشی · لولهکشی
-
شاقول
-
(با شاغول راست بودن یا عمق چیزی را سنجیدن) شاغول کردن · با سرب سنگین کردن · با سرب مهر و موم کردن · به کنه چیزی پی بردن · بکلی · تماما · درست · درک کردن · دریافتن 0 · دقیقا · راست · راست نمایی کردن · راستنما · سرب · شاغول · صاف · عدل · عمود بودن · عمود کردن · عمودی · عینا · قائم · لوله کشی کردن · مستقیم · هج · هچ · هچ کردن · وزنه ی سربی افزدون به · وزنه ی شاغول (که در انتهای ریسمان شاغول یا plumb line قرار دارد) · پاک · پلمب کردن 1 · ژرفا یاب · ژرفایابی کردن · کاملا · گلوله سربی · گلوله ی شاغول (plumb bob هم می گویند)
-
شاقول
-
سرب · وزنه ی سربی (در انتهای شاغول) (plumb و plummet هم می گویند) · وزنه ی شاغول · گلوله سربی · گلوله ی شاغول
-
عمل لوله کشی · لوله های ساختمانی · لوله کشی · لولهکشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن