ترجمه "polished" به فارسی
براق, بی عیب و نقص, تمام و کمال بهترین ترجمه های "polished" به فارسی هستند.
polished
adjective
verb
دستور زبان
Made smooth or shiny by polishing. [..]
-
براق
A highly polished collection of chains and manacles hung on the wall behind Filch's desk.
مجموعهی کاملی از انواع غلو زنجیر و دستبند براق از دیوار پشت میز تحریر فلیچ آویزان بود.
-
بی عیب و نقص
-
تمام و کمال
-
ترجمه های کمتر
- جلادار
- صاف و براق
- صیقلی
- فرهیخته
- مهذب
- پرداخت شده
- پیراسته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " polished " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Polished
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Polished" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Polished در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "polished" با ترجمه به فارسی
-
لاک و الکل (برای جلا دادن به چوب)
-
جلادادن · صیقلکاری · پرداختگری
-
جمهوري خلق لهستان · لهستان
-
جلا دادن · صیقل دادن · واکس زدن · گرد کردن
-
زبان لهستانی
-
واکس
-
lahestani · لهستانى · لهستانی
-
(نوشته یا اثر هنری و غیره) حک و اصلاح کردن · آراستن · براق کردن · برق · برق انداختن یا افتادن پرداخت کردن یا شدن · بهتر کردن · تهذیب · جلا · جلا دادن · جلادادن · درخشش · زبان لهستانی (از زبان های اسلاو غربی) · شسته و رفته کردن · صاف شدن · صیقل · صیقل خوردن یا دادن · صیقل دادن · فرهیخته شدن یا کردن · فرهیختگی · لهستانى · لهستانی · ماده ی جلادهنده · مالیدن · مبادی آداب کردن · مهذب کردن · وابسته به کشور لهستان و مردم و فرهنگ آن · واکس · واکس زدن · پرنگ · پرنگ دادن · پولیش · پولیش کردن · پیراستن · پیراسته کردن · پیراستگی · پیرایش · گرد کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن