ترجمه "polishable" به فارسی
جلا پذیر, صیقل پذیر, قابل تهذیب بهترین ترجمه های "polishable" به فارسی هستند.
polishable
adjective
دستور زبان
That can be polished. [..]
-
جلا پذیر
-
صیقل پذیر
-
قابل تهذیب
-
پرداخت شدنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " polishable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "polishable" با ترجمه به فارسی
-
لاک و الکل (برای جلا دادن به چوب)
-
جلادادن · صیقلکاری · پرداختگری
-
جمهوري خلق لهستان · لهستان
-
جلا دادن · صیقل دادن · واکس زدن · گرد کردن
-
زبان لهستانی
-
واکس
-
lahestani · لهستانى · لهستانی
-
(نوشته یا اثر هنری و غیره) حک و اصلاح کردن · آراستن · براق کردن · برق · برق انداختن یا افتادن پرداخت کردن یا شدن · بهتر کردن · تهذیب · جلا · جلا دادن · جلادادن · درخشش · زبان لهستانی (از زبان های اسلاو غربی) · شسته و رفته کردن · صاف شدن · صیقل · صیقل خوردن یا دادن · صیقل دادن · فرهیخته شدن یا کردن · فرهیختگی · لهستانى · لهستانی · ماده ی جلادهنده · مالیدن · مبادی آداب کردن · مهذب کردن · وابسته به کشور لهستان و مردم و فرهنگ آن · واکس · واکس زدن · پرنگ · پرنگ دادن · پولیش · پولیش کردن · پیراستن · پیراسته کردن · پیراستگی · پیرایش · گرد کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن