ترجمه "poorness" به فارسی
تهیدستی, فلاکت, فقدان بهترین ترجمه های "poorness" به فارسی هستند.
poorness
noun
دستور زبان
The quality of being poor [..]
-
تهیدستی
noun -
فلاکت
nouna mighty poor wooing at that!
آن هم چه اظهار عشق فلاکت باری!
-
فقدان
-
ترجمه های کمتر
- نقص
- بدی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " poorness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "poorness" با ترجمه به فارسی
-
شیوه های ضعیف مدیریت ریسک
-
(امریکا- سابقا) مزرعه ی بینوایان (که آنجا در مقابل کار به فقرا خوراک و مسکن می دادند)
-
ابله · حوله داغ
-
مسکین، بیچاره
-
(انگلیس - سابقا) قوانین کمک به بینوایان
-
(از روی دلسوزی) بیچاره · meskin · بد · بدبخت · بی بضاعت · بی نوا · بی چیز · بیچاره · تنگدست · تهیدست · حیوونکی · خاکسار · درویش · رقت انگیز · ضعیف · فقیر · فقیرنشین · فلک زده · مستمند · مستمندانه · مسکین · نابسنده · نادار · ناچیز · نحیف · نیازمند · کم · کم بنیه · کم قوت
-
(عامیانه) دم از بی پولی زدن · سوخته کنی کردن
-
(جنوب ایالات متحده - ناخوشایند) سفید پوست جاهل و بی چیز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن