ترجمه "portable" به فارسی

سبک, دستی, سفری بهترین ترجمه های "portable" به فارسی هستند.

portable adjective noun دستور زبان

Able to be carried or easily moved. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سبک

    noun

    reach to the portable gramophone and start a record

    گرامافون کوچک را بردارد و صفحهای مبتذل به وی آن قرار دهد و بعد با آهنگ عامیانه و سبک آن.

  • دستی

    noun
  • سفری

  • ترجمه های کمتر

    • بردنی
    • ترابردی
    • آوردنی
    • (مهجور) تحمل پذیر
    • آسان برد
    • قابل حمل
    • هرچیز قابل حمل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " portable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Portable
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قابل حمل

    Portable derailer's not gonna cut it, Connie.

    از خارج كننده ي قابل حمل نميتونه كاري كنه كاني

تصاویر با "portable"

عباراتی شبیه به "portable" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "portable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه