ترجمه "pouch" به فارسی
کیسه, کاواکی, کیس بهترین ترجمه های "pouch" به فارسی هستند.
pouch
verb
noun
دستور زبان
A small bag usually closed with a drawstring [..]
-
کیسه
nounHe reached in his pouch and put the last of his savings on the counter.
دست به کیسه چرمیاش برد و هرچه را که از پساندازش باقی مانده بود روی پیش خان گذاشت.
-
کاواکی
-
کیس
-
ترجمه های کمتر
- انبانه
- همبونه
- فرورفتگی
- چنته
- (جامه) جیب
- (جانور شناسی) کیسه ی کانگورو (marsupium هم می گویند)
- (قدیمی) کیف پول
- (ماهیان و برخی پرندگان) بلعیدن
- (کالبد شناسی) اندام کیسه مانند
- انبانگونه کردن
- تبدیل به کیسه شدن
- تبدیل به کیسه کردن
- تشکیل کیسه یا کاواکی دادن
- در کیسه ریختن 0
- درجیب گذاردن
- فرو دادن 2
- هرچیز کیسه مانند
- پف کردگی زیر چشم (در اثر بیماری یا بی خوابی)
- کیس کردن یا شدن
- کیسه دار کردن 1
- کیسه ی مراسلات
- کیسه ی نامه ها (که می توان در آن را مهر و موم یا قفل کرد و برای ارسال نامه های سفارتخانه ها و غیره به کار برد)
- کیسه ی کوچک (مثلا کیسه ی توتون)
- کیف پول
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pouch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pouch
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Pouch" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pouch در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "pouch" با ترجمه به فارسی
-
دارای فرورفتگی (های) کیسه مانند · کیسه دار
-
(در برخی جوندگان و میمون ها) فراخنای دو طرف دهان (زیر گونه ها) که در آن خوراک نگه می دارند · لپ کیسه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن