ترجمه "pouched" به فارسی

دارای فرورفتگی (های) کیسه مانند, کیسه دار بهترین ترجمه های "pouched" به فارسی هستند.

pouched adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of pouch. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دارای فرورفتگی (های) کیسه مانند

  • کیسه دار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pouched " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pouched" با ترجمه به فارسی

  • (جامه) جیب · (جانور شناسی) کیسه ی کانگورو (marsupium هم می گویند) · (قدیمی) کیف پول · (ماهیان و برخی پرندگان) بلعیدن · (کالبد شناسی) اندام کیسه مانند · انبانه · انبانگونه کردن · تبدیل به کیسه شدن · تبدیل به کیسه کردن · تشکیل کیسه یا کاواکی دادن · در کیسه ریختن 0 · درجیب گذاردن · فرو دادن 2 · فرورفتگی · هرچیز کیسه مانند · همبونه · پف کردگی زیر چشم (در اثر بیماری یا بی خوابی) · چنته · کاواکی · کیس · کیس کردن یا شدن · کیسه · کیسه دار کردن 1 · کیسه ی مراسلات · کیسه ی نامه ها (که می توان در آن را مهر و موم یا قفل کرد و برای ارسال نامه های سفارتخانه ها و غیره به کار برد) · کیسه ی کوچک (مثلا کیسه ی توتون) · کیف پول
  • (در برخی جوندگان و میمون ها) فراخنای دو طرف دهان (زیر گونه ها) که در آن خوراک نگه می دارند · لپ کیسه
  • (جامه) جیب · (جانور شناسی) کیسه ی کانگورو (marsupium هم می گویند) · (قدیمی) کیف پول · (ماهیان و برخی پرندگان) بلعیدن · (کالبد شناسی) اندام کیسه مانند · انبانه · انبانگونه کردن · تبدیل به کیسه شدن · تبدیل به کیسه کردن · تشکیل کیسه یا کاواکی دادن · در کیسه ریختن 0 · درجیب گذاردن · فرو دادن 2 · فرورفتگی · هرچیز کیسه مانند · همبونه · پف کردگی زیر چشم (در اثر بیماری یا بی خوابی) · چنته · کاواکی · کیس · کیس کردن یا شدن · کیسه · کیسه دار کردن 1 · کیسه ی مراسلات · کیسه ی نامه ها (که می توان در آن را مهر و موم یا قفل کرد و برای ارسال نامه های سفارتخانه ها و غیره به کار برد) · کیسه ی کوچک (مثلا کیسه ی توتون) · کیف پول
اضافه کردن

ترجمه های "pouched" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه