ترجمه "pouchy" به فارسی

انبانگونه, پف کرده, کیس دار بهترین ترجمه های "pouchy" به فارسی هستند.

pouchy adjective دستور زبان

Resembling a pouch; baggy

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انبانگونه

  • پف کرده

    Harry saw his horrible, pouchy face and bulging, pale eyes staring up the dark and to Filch deserted staircase.

    هری صورت پف کرده وحشتناک و چشمهای ورقلمبیدهی او را دید که به پلکان تاریک و از نظر خودش خالی خیره نگاه میکرد.

  • کیس دار

  • کیسه مانند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pouchy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "pouchy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه