ترجمه "practic" به فارسی
(مهجور) رجوع شود به practical ترجمه "practic" به فارسی است.
practic
adjective
noun
دستور زبان
A person concerned with action or practice, as opposed to one concerned with theory. [..]
-
(مهجور) رجوع شود به practical
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " practic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "practic" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه) تقریبا · آروین وار · از نظر تجربی یا عملی · برزش وار · به طور تجربی · به طور عملی · در حقیقت · در عمل · واقعا · کمابیش
-
به درد خور · به کار خور · روا · شدنی · عملی · قابل استفاده · قابل دوام · مفید · ممکن · مناسب · میسر
-
بطور عملی · بطور قابل عبور · عملا · چنانکه بتوان اجرا نمود
-
پروانه پرستاری · کمک پرستار
-
بهترین روش
-
شیوه های ضعیف مدیریت ریسک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن