ترجمه "practically" به فارسی
واقعا, کمابیش, (عامیانه) تقریبا بهترین ترجمه های "practically" به فارسی هستند.
practically
adverb
دستور زبان
In practice, in effect. Not necessarily officially the case but what actually occurs. [..]
-
واقعا
I've practiced and practiced and I'm dying to try it.
خيلي وقته تمرين ميکنم و خيلي دوست دارم يه بار واقعا برقصم.
-
کمابیش
-
(عامیانه) تقریبا
-
ترجمه های کمتر
- آروین وار
- از نظر تجربی یا عملی
- برزش وار
- به طور تجربی
- به طور عملی
- در حقیقت
- در عمل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " practically " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Practically
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Practically" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Practically در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "practically" با ترجمه به فارسی
-
به درد خور · به کار خور · روا · شدنی · عملی · قابل استفاده · قابل دوام · مفید · ممکن · مناسب · میسر
-
بطور عملی · بطور قابل عبور · عملا · چنانکه بتوان اجرا نمود
-
پروانه پرستاری · کمک پرستار
-
بهترین روش
-
شیوه های ضعیف مدیریت ریسک
-
امکان قابلیت اجرا · عملی بودن · قابلیت عبور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن