ترجمه "practices" به فارسی

تمرینات, عملیات, کاربردها بهترین ترجمه های "practices" به فارسی هستند.

practices verb noun

Plural form of practice. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تمرینات

    We will need to adapt organizations and managerial practices.

    ما باید سازمانها را وفق دهیم و تمرینات مدیرانه داشته باشیم.

  • عملیات

    noun

    We need best practices in our security.

    بهترین عملیات واسه امنیت مون رو لازم داریم.

  • کاربردها

  • کاربست ها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " practices " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Practices
+ اضافه کردن

"Practices" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Practices در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "practices" با ترجمه به فارسی

  • (عامیانه) تقریبا · آروین وار · از نظر تجربی یا عملی · برزش وار · به طور تجربی · به طور عملی · در حقیقت · در عمل · واقعا · کمابیش
  • به درد خور · به کار خور · روا · شدنی · عملی · قابل استفاده · قابل دوام · مفید · ممکن · مناسب · میسر
  • بطور عملی · بطور قابل عبور · عملا · چنانکه بتوان اجرا نمود
  • پروانه پرستاری · کمک پرستار
  • بهترین روش
  • شیوه های ضعیف مدیریت ریسک
اضافه کردن

ترجمه های "practices" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه