ترجمه "practicer" به فارسی
تمرین کننده مشق کننده ترجمه "practicer" به فارسی است.
practicer
noun
دستور زبان
Alternative form of [i]practiser[/i]
-
تمرین کننده مشق کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " practicer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "practicer" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه) تقریبا · آروین وار · از نظر تجربی یا عملی · برزش وار · به طور تجربی · به طور عملی · در حقیقت · در عمل · واقعا · کمابیش
-
به درد خور · به کار خور · روا · شدنی · عملی · قابل استفاده · قابل دوام · مفید · ممکن · مناسب · میسر
-
بطور عملی · بطور قابل عبور · عملا · چنانکه بتوان اجرا نمود
-
پروانه پرستاری · کمک پرستار
-
بهترین روش
-
شیوه های ضعیف مدیریت ریسک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن