ترجمه "pragmatically" به فارسی

فضولانه, بطور علمی یا عبرت اموز بهترین ترجمه های "pragmatically" به فارسی هستند.

pragmatically adverb دستور زبان

In a pragmatic manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فضولانه

  • بطور علمی یا عبرت اموز

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pragmatically " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pragmatically" با ترجمه به فارسی

  • (انگلیس - سابقا) حکم پادشاه (که مانند قانون بود)
  • (زبان شناسی) کاربرد شناسی · برون زبان نگری · شناخت معانی · عملی · ملاحظات برون زبانی · چم شناسی · کاربردشناسی
  • موافق دلائل عقلی تعبیر کردن · واقعی نشان دادن
  • (فلسفه ی ویلیام جیمز و دیگران) پی آمدگرایی · جنبه عملی · عملیگری · قطعیت · مصلحت گرایی · نتیجه گرایی · پراگماتیسم
  • (نادر) فعال · دارای سروکار با واقعیات تاریخی (نه با تئوری یا فرض یا تفسیر) · رجوع شود به pragmatical(pragmatic sanction هم می گویند) · عمل گرای · عمل گرایانه · وابسته به امور روزمره (به ویژه امور کشور یا ناحیه) · واقع گرای · واقع گرایانه · ورزگرای · ورزگرایانه · کنشور
اضافه کردن

ترجمه های "pragmatically" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه