ترجمه "preacher" به فارسی

واعظ, کشیش, آخوند بهترین ترجمه های "preacher" به فارسی هستند.

preacher noun دستور زبان

Someone who preaches the gospel; a clergyman. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • واعظ

    one who preaches

    And here the ex preacher entered the field, and there was a lively tussle.

    در اینجا واعظ پیشین وارد بحث شد و جدال نشاط بخشی درگرفت.

  • کشیش

    noun

    He quickened his pace and the preacher kept step.

    توم قدم تند کرد و کشیش شانه به شانهاش گام برداشت.

  • آخوند

    noun

    all was quiet again, and every eye on the preacher.

    سپس آرامش از نو برقرار شد و چشمها همه به آخوند متجه گردید.

  • مبلغ

    It was there that he gained his reputation as a missionary preacher.

    در آنجا بود که به عنوان یک مبلغ مذهبی مشهور شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " preacher " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Preacher proper

Alternative name for Ecclesiastes, the twenty-first book of the Old Testament. [..]

+ اضافه کردن

"Preacher" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Preacher در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "preacher"

اضافه کردن

ترجمه های "preacher" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه