ترجمه "preaching" به فارسی
موعظه, وعظ, خطبه بهترین ترجمه های "preaching" به فارسی هستند.
preaching
noun
verb
دستور زبان
Present participle of preach. [..]
-
موعظه
nounHe always preached that death and decay are the goal of life.
هميشه موعظه مي کرد که مرگ و فساد هدف زندگي ان.
-
وعظ
nounI won't preach any more, and I'd like to hear the news immensely.'
باشد من دیگر وعظ نخواهم کرد و خیلی دوست دارم که اخبارت را بشنوم.
-
خطبه
noun
-
ترجمه های کمتر
- خطابه
- اندرز
- مباحثه
- قدرت استقلال
- واعظی ی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " preaching " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Preaching
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Preaching" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Preaching در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "preaching" با ترجمه به فارسی
-
(به ویژه به طور خسته کننده) پند دادن · درس اخلاق دادن · دفاع کردن · موعظه کردن · نصیحت کردن · وعظ کردن
-
(به ویژه به طور خسته کننده) پند دادن · درس اخلاق دادن · دفاع کردن · موعظه کردن · نصیحت کردن · وعظ کردن
-
(به ویژه به طور خسته کننده) پند دادن · درس اخلاق دادن · دفاع کردن · موعظه کردن · نصیحت کردن · وعظ کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن