ترجمه "precursor" به فارسی

جلودار, پیشگام, سلف بهترین ترجمه های "precursor" به فارسی هستند.

precursor noun دستور زبان

That which precurses, a forerunner, a predecessor, an indicator of approaching events. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جلودار

    noun
  • پیشگام

    this is Frank Gehry the architect's precursor to the Guggenheim in Abu Dhabi.

    این فرانک گری پیشگام معماري در گوگنهایمِ ابوظبی است.

  • سلف

  • ترجمه های کمتر

    • طلیعه
    • منادی
    • پیشا
    • پیشماده
    • قاصد
    • پیشرو
    • متصدی پیشین
    • پیام آور
    • پیش درآمد
    • پیش کسوت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " precursor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Precursor
+ اضافه کردن

"Precursor" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Precursor در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "precursor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "precursor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه