ترجمه "precursory" به فارسی
پیشگامانه, پیشگامی, مقدماتی بهترین ترجمه های "precursory" به فارسی هستند.
precursory
adjective
noun
دستور زبان
Pertaining to events that will follow. [..]
-
پیشگامانه
-
پیشگامی
-
مقدماتی
adjective
-
ترجمه های کمتر
- طلیعه وار
- وابسته به طلیعه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " precursory " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن