ترجمه "predetermined" به فارسی
نا گريز ترجمه "predetermined" به فارسی است.
predetermined
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of predetermine. [..]
-
نا گريز
That cannot be avoided.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " predetermined " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "predetermined" با ترجمه به فارسی
-
تعیین قبلی · تقدیر · جبر وتفویض · سرنوشت · وادار سازی از پیش
-
(از پیش) تعیین کردن · تصمیم گرفتن · حکم کردن · دچار پیشداوری کردن · رجوع شود به predestine · متمایل یا مخالف (نسبت به چیزی یا کسی) کردن · مشخص کردن
-
از پیش معین شده · مقدر
-
(از پیش) تعیین کردن · تصمیم گرفتن · حکم کردن · دچار پیشداوری کردن · رجوع شود به predestine · متمایل یا مخالف (نسبت به چیزی یا کسی) کردن · مشخص کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن