ترجمه "preform" به فارسی

از پیش تشکیل دادن, از پیش شکل دادن به, پیش دیس کردن بهترین ترجمه های "preform" به فارسی هستند.

preform verb noun دستور زبان

(archaeology) The rough, incomplete and unused basic form of a stone tool. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • از پیش تشکیل دادن

  • از پیش شکل دادن به

  • پیش دیس کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " preform " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "preform" با ترجمه به فارسی

  • (زیست شناسی - سابقا - این باور: هر یاخته ی زایشی حاوی کلیه ی اجزای آینده ی ساز واره است و هیچ جزئی بعدا در اثر رشد به وجود نمی آید) پیش ریختاری · شکل گیری از قبل · پیش دیسی
  • هجایا خرف پیش نهاده در زبانهای عبری وعربی
اضافه کردن

ترجمه های "preform" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه