ترجمه "prefigure" به فارسی
دلالت داشتن, انگاشتن, (از پیش) تصور کردن بهترین ترجمه های "prefigure" به فارسی هستند.
prefigure
verb
دستور زبان
To show or suggest ahead of time; to represent beforehand [..]
-
دلالت داشتن
verb -
انگاشتن
verb -
(از پیش) تصور کردن
-
ترجمه های کمتر
- (از پیش) حاکی بودن
- حاکی بودن
- دلالت کردن
- شگون داشتن
- قبلا اعلام کردن
- نشانه بودن
- نشانه ی چیزی بودن
- پیش انگاری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prefigure " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "prefigure" با ترجمه به فارسی
-
(از پیش) حاکی بودن · احتساب قبلی · تصور قبلی · دلالت · سایه افکنی · پیش انگاری · پیش انگاشت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن