ترجمه "prefiguration" به فارسی
تصور قبلی, دلالت, (از پیش) حاکی بودن بهترین ترجمه های "prefiguration" به فارسی هستند.
prefiguration
noun
دستور زبان
A vague advance representation or suggestion of something. [..]
-
تصور قبلی
noun -
دلالت
How did Isaac show submission to his father, Abraham, and how did this prefigure a future event of greater significance?
اسحاق چطور مطیع پدرش ابراهیم بود و این موضوع در آینده بر چه اتفاق مهمتری دلالت داشت؟
-
(از پیش) حاکی بودن
-
ترجمه های کمتر
- احتساب قبلی
- سایه افکنی
- پیش انگاری
- پیش انگاشت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prefiguration " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "prefiguration" با ترجمه به فارسی
-
(از پیش) تصور کردن · (از پیش) حاکی بودن · انگاشتن · حاکی بودن · دلالت داشتن · دلالت کردن · شگون داشتن · قبلا اعلام کردن · نشانه بودن · نشانه ی چیزی بودن · پیش انگاری کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن