ترجمه "prefix" به فارسی
پیشوند, پیشوندی, (به آغاز واژه) پیشوند افزودن بهترین ترجمه های "prefix" به فارسی هستند.
That which is prefixed; especially one or more letters or syllables added to the beginning of a word to modify its meaning; as, pre- in prefix, con- in conjure. [..]
-
پیشوند
nounletters at the beginning of a word [..]
The filename prefix should be all alphabetic characters
تمام نویسههای پیشوند نام پرونده باید الفبایی باشند
-
پیشوندی
nounSet the prefix which will be added to the image filenames
پیشوندی که برای نام پروندههای تصویر prepend میشود را تنظیم کنید
-
(به آغاز واژه) پیشوند افزودن
-
ترجمه های کمتر
- (نادر - از پیش) تثبیت کردن
- (پیش از نام) عنوان بکار بردن
- حرف (حروف) شاخص (که قبل از اعداد یا نام های دیگر می آید)
- شماره ی شاخص
- عنوان (که پیش از نام می آید)
- قرار دادن
- پیشونددار کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prefix " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Prefix" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Prefix در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "prefix" با ترجمه به فارسی
-
پیشوندهای دودویی
-
پیشوندهای اعداد یونانی