ترجمه "prematurity" به فارسی
زودرسی, تولد پيشرس, نابهنگامی زودتراز موقع بودن بهترین ترجمه های "prematurity" به فارسی هستند.
prematurity
noun
دستور زبان
The condition of a baby being premature [..]
-
زودرسی
-
تولد پيشرس
-
نابهنگامی زودتراز موقع بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prematurity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "prematurity" با ترجمه به فارسی
-
باشتاب · بدموقع · زودرس · زودهنگام · شتاب آمیز · نابهنگام · نارس · پیش از موقع · پیش رس · پیشزاد
-
نابهنگام، به موقع
-
انزال زودرس
-
تولد پيشرس · زودرسی
-
یائسگی زودرس
-
نابهنگامی زودتر از موقع بودن
-
رتینوپاتی نوزادان نارس
-
بیگاه · غیر منتظره · نا بهنگام · نابهنگام · پرزود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن