ترجمه "preparatory" به فارسی
مقدماتی, آمادگر, آمادگرانه بهترین ترجمه های "preparatory" به فارسی هستند.
preparatory
adjective
دستور زبان
of or pertaining to preparation, having the purpose of making something or someone ready, preparative [..]
-
مقدماتی
adjectiveHe knew a good many boys who had been with him at the preparatory school.
با عده زیادی از بچهها آشنا شده بود که از مدرسه مقدماتی با وی بودهاند.
-
آمادگر
-
آمادگرانه
-
ترجمه های کمتر
- آمایشی
- تدارکی
- تدارکاتی
- آماده ساز
- تحصیلات مقدماتی
- تعلیمات مقدماتی
- وابسته به آماده سازی برای ورود به دانشگاه (prep هم می گویند)
- وابسته به آمادگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " preparatory " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "preparatory" با ترجمه به فارسی
-
پیشدانشگاهی
-
کارشناس آماده سازی
-
بازتراكمسازي · باززایش · برش آمادهسازي · برش باززايش · برش پناهي · رژنراسیون
-
دبیرستان آمادگی (برای آماده سازی جهت ورود به دانشگاه)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن