ترجمه "preparation" به فارسی

مشق, آماده سازی, آمادگی بهترین ترجمه های "preparation" به فارسی هستند.

preparation noun دستور زبان

(uncountable) The act of preparing or getting ready [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشق

    noun
  • آماده سازی

    In order to properly prepare our case, we ask for the right to post bail.

    به منظور آماده سازی مناسب پرونده ما درخواست تعویق دادرسی را داریم

  • آمادگی

    It is a joyful rehearsal—a preparation for inheriting the grand glory of the eternities.

    آن یک تمرین شادی بخش است–آمادگی برای ارث بردن شکوه عظیم ابدیّت است.

  • ترجمه های کمتر

    • تدارک
    • تهیه
    • تدوین
    • ترکیب
    • آشپزی
    • پرورش
    • آمایش
    • سازمندی
    • مهیاسازی
    • امادگی
    • آمیزه
    • تربیت
    • (انگلیس) تکلیف درسی
    • (هرچیز تهیه شده یا آمیخته شده به منظور خاص) دارو
    • بسیج شدگی
    • ترکیب (کردن)
    • تکلیف خانه
    • درست کردن
    • مدرسه مقدماتی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " preparation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "preparation" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "preparation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه