ترجمه "preparative" به فارسی
مقدماتی, ترکیب, آمیزه بهترین ترجمه های "preparative" به فارسی هستند.
preparative
adjective
noun
دستور زبان
That serves to prepare something [..]
-
مقدماتی
adjectiveThe three or four hours went by, of course, in necessary preparations
سه چهار ساعت صرف تهیه مقدماتی میگردد که همه از آن اطلاع دارند!
-
ترکیب
nounThe materials are all prepared; there only wants a movement to combine them.
همه مواد اولیه آماده است فقط یک حرکت لازم است تا آنها را ترکیب کنی.
-
آمیزه
-
ترجمه های کمتر
- تدارکی
- تحصیلات مقدماتی
- تعلیمات مقدماتی
- رجوع شود به preparatory
- چیز تهیه یا ترکیب شده به منظور خاص : دارو
- چیز مقدماتی یا آمایشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " preparative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "preparative" با ترجمه به فارسی
-
تدارک اطلاعات
-
آماده باش
-
آماده ساز
-
فراهم کردن
-
آمایشهای آنزیمی · جایگزینهاي پنیرمایه
-
آماده
-
آمادهسازی جایگاه · آمادهسازی ریزجایگاه
-
تجهيزات آمادهسازي خاك · تجهيزات نرمكردن خاك · تجهیزات خاکورزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن