ترجمه "prerogative" به فارسی
حق, امتیاز, بدعت بهترین ترجمه های "prerogative" به فارسی هستند.
prerogative
adjective
noun
دستور زبان
A hereditary or official right or privilege. [..]
-
حق
nounThe prerogative of a man is to command.
حق مرد است که فرمانده و دستور دهنده باشد.
-
امتیاز
nounAs if loveliness were not the special prerogative of woman her legitimate appanage and heritage!
مثل این که دیگر قشنگی امتیاز مخصوص زن تیول و میراث قانونی او نیست!
-
بدعت
-
ترجمه های کمتر
- تفوق
- رجحان
- مزیت
- برتری
- اختیار
- (قدیمی) سابقه
- امتیاز (به ویژه امتیاز ناشی از طبقه ی اجتماعی یا مقام بخصوص)
- امتیاز مخصوص
- امتیاز ویژه
- حق ارثی
- حق ویژه
- وابسته به امتیازات یا حق
- ویژگی برجسته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prerogative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن