ترجمه "presentive" به فارسی
مجسم سازنده, مستقیما نشان دهنده بهترین ترجمه های "presentive" به فارسی هستند.
presentive
adjective
دستور زبان
Bringing a conception or notion directly before the mind; presenting an object to the memory of imagination.
-
مجسم سازنده
-
مستقیما نشان دهنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " presentive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "presentive" با ترجمه به فارسی
-
دردم، درجا، خیلی زود
-
ارائه مطلوب
-
شاخص ارزش اضافی فعلی
-
ارزش فعلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن