ترجمه "presentment" به فارسی
نمایش, بازنمایی, اخطار بهترین ترجمه های "presentment" به فارسی هستند.
presentment
noun
دستور زبان
(law) A statement made on oath by a jury. [from 15th c.] [..]
-
نمایش
nounSo to us, this work also presents its own contradiction.
به نظر ما، این کار نوعی تضاد را در خود به نمایش میگذارد.
-
بازنمایی
-
اخطار
noun
-
ترجمه های کمتر
- اطلاع
- (بازرگانی) عرضه ی سند قرضه یا سفته و غیره به منظور دریافت مبلغ آن
- (حقوق) گزارش دادگاه جنایی درباره ی جنایت
- (فلسفه) نما
- درون یافت
- صورت ذهنی
- طرز نمایش
- عمل نشان دادن یا عرضه داشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " presentment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "presentment" با ترجمه به فارسی
-
دردم، درجا، خیلی زود
-
ارائه مطلوب
-
شاخص ارزش اضافی فعلی
-
ارزش فعلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن