ترجمه "preserved" به فارسی
ترشی گذاشته, محافظت شد, نگه داشته شد بهترین ترجمه های "preserved" به فارسی هستند.
preserved
adjective
verb
Simple past tense and past participle of preserve. [..]
-
ترشی گذاشته
-
محافظت شد
Their corpses had been perfectly preserved by the ammonia in the air
جنازههای آنان بر اثر آمونیاک موجود در هوا به خوبی از تخریب محافظت شده بود
-
نگه داشته شد
such delicate complexions artificially preserved and mended,
با چهرههایی این گونه به تصنع شاداب نگه داشته شده،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " preserved " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "preserved" با ترجمه به فارسی
-
مواد نگهدارنده
-
نگهداری الوار · نگهداری چوب
-
حفاظت منی · رقيقکنندههاي مني
-
پارک و منطقه حفاظت شده ملی دریاچه کلارک
-
حافظ · محافظ · نگهدارنده
-
کنسرو
-
نگهداری الوار · نگهداری چوب
-
(از خطر یا صدمه یا آلودگی و غیره) حفظ کردن · (خوراک و غیره را) از فاسد شدن حفظ کردن · (ماهی و شکار و غیره) منطقه ی حفاظت شده · (مجازی) تیول · ادامه دادن · ایمن داشت کردن · جا یا کار یا وظیفه ی انحصاری · حراست کردن · حفاظت کردن · حفظ کردن · خوشاب · خوشاب کردن · داشتگاه · محافظت کردن · مربا · مربا کردن · نگهداری کردن · نیکداری کردن · نیکداشت کردن · پاسار کردن · پاساره · پاسارگاه · پاسداری کردن · کمپوت · کمپوت کردن · کنسرو · کنسرو کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن