ترجمه "presidency" به فارسی

ریاست, (معمولا P بزرگ - امریکا) دفتر ریاست جمهوری, (کلیسای مورمون) شورای سه نفری (که عالی ترین مرجع اداری کلیسا است) بهترین ترجمه های "presidency" به فارسی هستند.

presidency noun دستور زبان

The office or role of president. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ریاست

    noun

    Mr. speaker, I'm hearing that you're gonna be considered for the vice presidency.

    آقای سخنگو ، شنیدم که برای مقام معاونت ریاست جمهوری یکی از گزینه ها هستید.

  • (معمولا P بزرگ - امریکا) دفتر ریاست جمهوری

  • (کلیسای مورمون) شورای سه نفری (که عالی ترین مرجع اداری کلیسا است)

  • ترجمه های کمتر

    • دوران ریاست جمهوری
    • ریاست جمهوری
    • مقام ریاست جمهور
    • مقام ریاست جمهوری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " presidency " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "presidency" با ترجمه به فارسی

  • فهرست روسای جمهور ترکیه
  • ستاد کارکنان ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا
  • (دانشگاه یا شرکت و غیره) رئیس · (عنوان پیش از اسم) پرزیدنت · بوم سالار · رئيس · رئیس · رئیس جمهور · رئیس کل · رئیسجمهور · رییس جلسه · رییس جمهور · مردم سالار · مردم فر · پرزیدنت
  • معاون رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا
  • (در برخی ایالت های امریکا) روز رئیس جمهور (که تعطیل است)
  • (معمولا با: over) سرپرستی کردن · (موسیقی) اجرا کردن · اداره کردن · ریاست جلسه (و غیره) را عهده دار شدن · رییس جلسه بودن · سایه افکندن · مسلط بودن · نظارت کردن · نواختن
  • معاون اجرایی
  • معاون امور مالی
اضافه کردن

ترجمه های "presidency" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه