ترجمه "preside" به فارسی

نواختن, (معمولا با: over) سرپرستی کردن, (موسیقی) اجرا کردن بهترین ترجمه های "preside" به فارسی هستند.

preside verb دستور زبان

(intransitive) To act as president or chairperson. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نواختن

    verb
  • (معمولا با: over) سرپرستی کردن

  • (موسیقی) اجرا کردن

  • ترجمه های کمتر

    • اداره کردن
    • ریاست جلسه (و غیره) را عهده دار شدن
    • رییس جلسه بودن
    • سایه افکندن
    • مسلط بودن
    • نظارت کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " preside " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Preside
+ اضافه کردن

"Preside" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Preside در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "preside" با ترجمه به فارسی

  • فهرست روسای جمهور ترکیه
  • ستاد کارکنان ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا
  • (دانشگاه یا شرکت و غیره) رئیس · (عنوان پیش از اسم) پرزیدنت · بوم سالار · رئيس · رئیس · رئیس جمهور · رئیس کل · رئیسجمهور · رییس جلسه · رییس جمهور · مردم سالار · مردم فر · پرزیدنت
  • (معمولا P بزرگ - امریکا) دفتر ریاست جمهوری · (کلیسای مورمون) شورای سه نفری (که عالی ترین مرجع اداری کلیسا است) · دوران ریاست جمهوری · ریاست · ریاست جمهوری · مقام ریاست جمهور · مقام ریاست جمهوری
  • معاون رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا
  • (در برخی ایالت های امریکا) روز رئیس جمهور (که تعطیل است)
  • معاون اجرایی
  • معاون امور مالی
اضافه کردن

ترجمه های "preside" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه