ترجمه "preserves" به فارسی
کنسرو ترجمه "preserves" به فارسی است.
preserves
verb
noun
Plural form of preserve. [..]
-
کنسرو
nounIt contained a loaf of bread, a tinned tongue, and two tins of preserved peaches.
داخل بقچه یک قرص نان، یک کنسرو زبان و دو قوطی کمپوت هلو بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " preserves " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "preserves"
عباراتی شبیه به "preserves" با ترجمه به فارسی
-
مواد نگهدارنده
-
نگهداری الوار · نگهداری چوب
-
حفاظت منی · رقيقکنندههاي مني
-
پارک و منطقه حفاظت شده ملی دریاچه کلارک
-
ترشی گذاشته · محافظت شد · نگه داشته شد
-
حافظ · محافظ · نگهدارنده
-
(از خطر یا صدمه یا آلودگی و غیره) حفظ کردن · (خوراک و غیره را) از فاسد شدن حفظ کردن · (ماهی و شکار و غیره) منطقه ی حفاظت شده · (مجازی) تیول · ادامه دادن · ایمن داشت کردن · جا یا کار یا وظیفه ی انحصاری · حراست کردن · حفاظت کردن · حفظ کردن · خوشاب · خوشاب کردن · داشتگاه · محافظت کردن · مربا · مربا کردن · نگهداری کردن · نیکداری کردن · نیکداشت کردن · پاسار کردن · پاساره · پاسارگاه · پاسداری کردن · کمپوت · کمپوت کردن · کنسرو · کنسرو کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن