ترجمه "preserve" به فارسی

مربا, کنسرو, حفظ کردن بهترین ترجمه های "preserve" به فارسی هستند.

preserve verb noun دستور زبان

a sweet spread made of any of a variety of berries [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مربا

    noun

    When Alyosha came in, dinner was over, but coffee and preserves had been served.

    هنگامی که آلیوشا وارد خانه پدر خود شد صرف شام پایان یافته و مربا و قهوه آورده بودند.

  • کنسرو

    noun

    It contained a loaf of bread, a tinned tongue, and two tins of preserved peaches.

    داخل بقچه یک قرص نان، یک کنسرو زبان و دو قوطی کمپوت هلو بود.

  • حفظ کردن

    verb

    Ropes are the correct thing we must preserve the unities, as we say on the boards.

    بهترش همین طنافاست و به اصطلاح ملاحها وحدت رو بایست حفظ کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • کمپوت
    • خوشاب
    • داشتگاه
    • پاساره
    • پاسارگاه
    • (از خطر یا صدمه یا آلودگی و غیره) حفظ کردن
    • (خوراک و غیره را) از فاسد شدن حفظ کردن
    • (ماهی و شکار و غیره) منطقه ی حفاظت شده
    • (مجازی) تیول
    • ادامه دادن
    • ایمن داشت کردن
    • جا یا کار یا وظیفه ی انحصاری
    • حراست کردن
    • حفاظت کردن
    • خوشاب کردن
    • محافظت کردن
    • مربا کردن
    • نگهداری کردن
    • نیکداری کردن
    • نیکداشت کردن
    • پاسار کردن
    • پاسداری کردن
    • کمپوت کردن
    • کنسرو کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " preserve " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Preserve
+ اضافه کردن

"Preserve" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Preserve در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "preserve" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "preserve" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه