ترجمه "pretension" به فارسی
تظاهر, داعیه, ادعا بهترین ترجمه های "pretension" به فارسی هستند.
pretension
verb
noun
دستور زبان
A claim or aspiration to a particular status or quality, usually with "to". [..]
-
تظاهر
But that was the extent, just pretense and not reality.
ولی این فقط تظاهر بود و واقعیت نداشت.
-
داعیه
Never had that pretension here below which is called the right of kings denied to such a point the right from on high.
هرگز این داعیه این جهانی که حقوق شاهان نامیده میشود تا این پایه حق عالم بالا را انکار نکرده است.
-
ادعا
-
ترجمه های کمتر
- خودنمایی
- تکلف
- ریا
- دعوی
- بهانه
- (سخن و سبک) تصنع
- ابراز ادعا
- مدعی بودن
- وانمود سازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pretension " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pretension" با ترجمه به فارسی
-
(عمل یا حرف)خودنمایانه · (نادر) هدف · ادا بازی · ادعا · بهانه · تزویر · تظاهر · توبازی رفتن · خودستایی · خودنمایی · ریاکاری · سالوس · سخن متظاهرانه · ظاهر · فراخواست · لاف · مردم فریبی · مستمسک · مقصود · منظور · وانمود
-
(حقوق) وانمود سازی (کتبی یا شفاهی) برای به دست آوردن مال دیگری · آک پوشانی · تدلیس · دغلکاری · شیادی
-
(عمل یا حرف)خودنمایانه · (نادر) هدف · ادا بازی · ادعا · بهانه · تزویر · تظاهر · توبازی رفتن · خودستایی · خودنمایی · ریاکاری · سالوس · سخن متظاهرانه · ظاهر · فراخواست · لاف · مردم فریبی · مستمسک · مقصود · منظور · وانمود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن