ترجمه "pretense" به فارسی
بهانه, تظاهر, وانمود بهترین ترجمه های "pretense" به فارسی هستند.
(US) A false or hypocritical profession, as, under pretense of friendliness; sham, pretext, claim; an effort to give some appearance or mislead. [..]
-
بهانه
nounSophie brought us to this town under false pretenses.
" سوفي " ما رو به بهانه اي دروغين به اين شهر آورد.
-
تظاهر
But that was the extent, just pretense and not reality.
ولی این فقط تظاهر بود و واقعیت نداشت.
-
وانمود
Hagrid told them, bending low on the pretense of checking that Harry's flobberworm was still alive.
هاگ رید خم شد و وانمود کرد میخواهد ببیند کرمهای فلوبر هری زندهاند یا خیر و آهسته گفت:
-
ترجمه های کمتر
- منظور
- لاف
- خودنمایی
- ظاهر
- فراخواست
- مستمسک
- سالوس
- خودستایی
- ریاکاری
- تزویر
- ادعا
- مقصود
- (عمل یا حرف)خودنمایانه
- (نادر) هدف
- ادا بازی
- توبازی رفتن
- سخن متظاهرانه
- مردم فریبی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pretense " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Pretense" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pretense در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "pretense" با ترجمه به فارسی
-
(سخن و سبک) تصنع · ابراز ادعا · ادعا · بهانه · تظاهر · تکلف · خودنمایی · داعیه · دعوی · ریا · مدعی بودن · وانمود سازی
-
(حقوق) وانمود سازی (کتبی یا شفاهی) برای به دست آوردن مال دیگری · آک پوشانی · تدلیس · دغلکاری · شیادی