ترجمه "pretend" به فارسی
ادعا کردن, تظاهر کردن, وانمود کردن بهترین ترجمه های "pretend" به فارسی هستند.
pretend
verb
adjective
noun
دستور زبان
To claim, allege, assert, contend, declare. [..]
-
ادعا کردن
verbshe pretended she was better and that she would get up presently.
ادعا کرد که حالش بهتر شده و هماکنون از جا بلند خواهد شد.
-
تظاهر کردن
verbTom politely pretended not to notice that Mary had been crying.
تام مودبانه تظاهر کرد که متوجه گریه کردن مری نشده است.
-
وانمود کردن
verbHe pretended not to hear his boss.
او وانمود کرد که صدای ریئسش را نمی شنود.
-
ترجمه های کمتر
- دروغین
- بدلی
- ریاکردن
- لافیدن
- (عامیانه) ساختگی
- بهانه کردن
- تزویر کردن
- خود را زدن (به چیزی)
- داعیه داشتن
- سالوس کردن
- مدعی بودن یا شدن
- وانمود كردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pretend " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pretend
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Pretend" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pretend در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "pretend" با ترجمه به فارسی
-
بدلی · دروغین · ساختگی · ظاهری · وانمود شده · وانمودین
-
با ریا · خواستار · خواهان · سالوس · فریب · متظاهر · مدعی · مدعی امپراتوری · مدعی تاج و تخت · وانمود گر
-
مدعی خواستگار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن