ترجمه "prevailing" به فارسی

غالب, متداول, چیره بهترین ترجمه های "prevailing" به فارسی هستند.

prevailing adjective verb دستور زبان

Predominant; of greatest force. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غالب

    adjective

    But sometimes, in spite of everything, we prevail.

    و گاهي اوقات برخلاف همه چيز ، ما پيروز و غالب ميشيم

  • متداول

    adjective

    Why, instead of the peace and harmony of Paradise, have wickedness and suffering prevailed for thousands of years?

    چرا هزاران سال است که به جای صلح و هماهنگی بهشتی، رنج و عذاب متداول بوده است؟

  • چیره

    adjective

    as a country able to prevail in war.

    کشوری که قادر باشد در جنگ چیره شود.

  • ترجمه های کمتر

    • مسلط
    • (باد) بیش وز
    • باب
    • حاکم
    • رايج
    • رایج
    • شایع
    • عمده
    • فراوان
    • قوی
    • مرسوم
    • مملو
    • موجود
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prevailing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "prevailing" با ترجمه به فارسی

  • غالب شدن، حاکم شدن
  • (معمولا با:over یا against) چیره شدن · حاکم بودن · رواج داشتن · شايع شدن · غالب امدن · غالب شدن · فایق شدن · قابل اجرا بودن · قاطع بودن · قانع کردن (به انجام کاری) · قبولاندن · مسلط بودن · موفق شدن · نایل شدن · وادار کردن · وجود داشتن · پابرجا بودن · کامیاب شدن · گرفتن
  • (معمولا با:over یا against) چیره شدن · حاکم بودن · رواج داشتن · شايع شدن · غالب امدن · غالب شدن · فایق شدن · قابل اجرا بودن · قاطع بودن · قانع کردن (به انجام کاری) · قبولاندن · مسلط بودن · موفق شدن · نایل شدن · وادار کردن · وجود داشتن · پابرجا بودن · کامیاب شدن · گرفتن
  • (معمولا با:over یا against) چیره شدن · حاکم بودن · رواج داشتن · شايع شدن · غالب امدن · غالب شدن · فایق شدن · قابل اجرا بودن · قاطع بودن · قانع کردن (به انجام کاری) · قبولاندن · مسلط بودن · موفق شدن · نایل شدن · وادار کردن · وجود داشتن · پابرجا بودن · کامیاب شدن · گرفتن
اضافه کردن

ترجمه های "prevailing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه