ترجمه "prevalently" به فارسی

عموما, بطور شایع بهترین ترجمه های "prevalently" به فارسی هستند.

prevalently adverb دستور زبان

Generally, usually, mainly. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عموما

  • بطور شایع

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prevalently " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "prevalently" با ترجمه به فارسی

  • (بیماری) شایع · (نادر) موثرتر · باب · رايج · رایج · رواج دار · شایع · عمده · غالب · فراوان · قوی · متداول · مرسوم · مملو · پرزورتر
  • استیلا · درجه شیوع · شیوع · عمومیت · غلبه · نفوذ
  • ابتلا · بروز بيماري · رخداد بيماري · شيوع بيماري
  • استیلا · درجه شیوع · شیوع · عمومیت · غلبه · نفوذ
اضافه کردن

ترجمه های "prevalently" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه