ترجمه "prevent" به فارسی

مانع شدن, ممانعت کردن, پیشگیری بهترین ترجمه های "prevent" به فارسی هستند.

prevent verb دستور زبان

(transitive) To stop; to keep (from happening). [from 16th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مانع شدن

    verb
  • ممانعت کردن

    verb
  • پیشگیری

    It means we need to be doing more prevention the more treatment we have.

    این یعنی ما باید هر چه که بیشتر درمان میکنیم، بیشتر هم پیشگیری کنیم.

  • ترجمه های کمتر

    • نگذاشتن
    • (معمولا با:from) جلوگیری کردن
    • (مهجور) پیشتر وقوع یافتن
    • (مهجور) پیشدستی کردن
    • باز داشتن
    • جلوگيرى کردن
    • سلب کردن
    • قبلا انجام دادن
    • قدغن کردن
    • ممانعت به عمل آوردن
    • منع کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prevent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Prevent
+ اضافه کردن

"Prevent" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Prevent در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "prevent" با ترجمه به فارسی

  • بازدار · بازدارنده · بازماندگی · جلوگیر · جلوگیرانه (preventative هم می گویند) · داروی پیشگیر (prophylactic هم می گویند) · مانع · پیشگیرانه · پیشگیری · پیشگیری کننده
  • (بیماری) پیشگیری · (نادر) وسیله ی پیشگیری یا جلوگیری · بازداری · جلوگيرى · جلوگیری · ممانعت · منع · پیشگیری
  • prevent
  • ریشهکنی بیماری · كنترل باكتريها · كنترل بيماري گياه · كنترل قارچ · پروفیلاکسی بیماری · پيشگيري از بيماري · کنترل بیماری
  • پیشگیری از خودکشی توافقی
  • اقدام احتیاطی ی · بازماندگی · جلو گیری کننده · داروی جلوگیری · دافع · مانع · پیشگیری کننده
  • پیشگیری از حادثه
  • پیشگیری پزشکی
اضافه کردن

ترجمه های "prevent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه