ترجمه "preventable" به فارسی
باز داشتنی, جلو گیری کردنی, قابل جلو گیری بهترین ترجمه های "preventable" به فارسی هستند.
preventable
adjective
دستور زبان
able to be or fit to be prevented [..]
-
باز داشتنی
-
جلو گیری کردنی
-
قابل جلو گیری
-
قابل جلوگیری
adjectivethat are either completely curable or preventable.
که یا کاملا قابل درمان و یا قابل جلوگیری هستند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " preventable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "preventable" با ترجمه به فارسی
-
بازدار · بازدارنده · بازماندگی · جلوگیر · جلوگیرانه (preventative هم می گویند) · داروی پیشگیر (prophylactic هم می گویند) · مانع · پیشگیرانه · پیشگیری · پیشگیری کننده
-
(بیماری) پیشگیری · (نادر) وسیله ی پیشگیری یا جلوگیری · بازداری · جلوگيرى · جلوگیری · ممانعت · منع · پیشگیری
-
prevent
-
ریشهکنی بیماری · كنترل باكتريها · كنترل بيماري گياه · كنترل قارچ · پروفیلاکسی بیماری · پيشگيري از بيماري · کنترل بیماری
-
پیشگیری از خودکشی توافقی
-
اقدام احتیاطی ی · بازماندگی · جلو گیری کننده · داروی جلوگیری · دافع · مانع · پیشگیری کننده
-
پیشگیری از حادثه
-
پیشگیری پزشکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن