ترجمه "prevention" به فارسی

جلوگیری, پیشگیری, ممانعت بهترین ترجمه های "prevention" به فارسی هستند.

prevention noun دستور زبان

(obsolete) The act of going, or state of being, before. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جلوگیری

    noun

    I point this out, prince, to prevent misunderstanding.

    آقای شاهزاده! برای جلوگیری از هر گونه سوء تفاهمی این تذکر را میدهم.

  • پیشگیری

    noun

    It means we need to be doing more prevention the more treatment we have.

    این یعنی ما باید هر چه که بیشتر درمان میکنیم، بیشتر هم پیشگیری کنیم.

  • ممانعت

    I had fixed a movable rim quite round, of five inches high, to prevent accidents.

    گرد میز دیواره متحرکی به بلندی پنج بند انگشت برای ممانعت از بروز سوانح قرار داده بودم.

  • ترجمه های کمتر

    • بازداری
    • جلوگيرى
    • منع
    • (بیماری) پیشگیری
    • (نادر) وسیله ی پیشگیری یا جلوگیری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prevention " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Prevention
+ اضافه کردن

"Prevention" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Prevention در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "prevention" با ترجمه به فارسی

  • بازدار · بازدارنده · بازماندگی · جلوگیر · جلوگیرانه (preventative هم می گویند) · داروی پیشگیر (prophylactic هم می گویند) · مانع · پیشگیرانه · پیشگیری · پیشگیری کننده
  • prevent
  • ریشهکنی بیماری · كنترل باكتريها · كنترل بيماري گياه · كنترل قارچ · پروفیلاکسی بیماری · پيشگيري از بيماري · کنترل بیماری
  • پیشگیری از خودکشی توافقی
  • اقدام احتیاطی ی · بازماندگی · جلو گیری کننده · داروی جلوگیری · دافع · مانع · پیشگیری کننده
  • پیشگیری از حادثه
  • پیشگیری پزشکی
  • بازداشتنی بودن · قابلیت جلوگیری
اضافه کردن

ترجمه های "prevention" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه